قابليّت تجديدنظرخواهي احكام و قرارهاي مراجع قضايي نظامي

سوال ـ آيا احكام و قرارهاي صادره از مراجع قضائي نظامي بوسيله دادستان قابل تجديدنظرخواهي مي‏باشد يا خير؟ و اگر قابل تجديدنظرخواهي است راي صادره در اين مرحله قابل اعتراض مي‏باشد يا خير؟


نظريه شماره ۶۴۹۹/۷ـ ۲۷/۸/۱۳۸۳
نظريه اداره كل امور حقوقي و اسناد قوه قضائيه
در بند۵۱ ۲ ماده ۱۱ قانون تجديدنظر آراء دادگاهها مصوب سال۱۳۷۲ كه در حال حاضر ناظر بر دادسراها و دادگاههاي نظامي است و ساير مقـررات آن بـراي دادسـتان نظـامـي بـه لـحاظ قلّـت مجـازات تجديدنظرخواهي پيش‏بيني نشده است ليكن براي دادستان مزبور تنها از جهت برائت متهم يا عدم انطباق حكم با موازين قانوني تجديدنظـرخواهي پيش‎بيـني شده است كه در اين صورت چنانچه مجازات تعييـن شده در مرحله بـدوي با قـانون منطـبق نباشـد با اعتراض دادستان در مرحله تجديدنظر تعيين مجازات ولو مجازات شديدتر از مجازات مرحله بدوي بلا اشكال است.
*****

مسئول تخلفات موضوع قانون تعزيرات حكومتي
سوال ۱ـ چنانچه صاحب مغازه داراي شاگرد بوده و شاگرد مذكور به فروشندگي بپردازد، مسوول تخلفات ذكرشده در قانون تعزيرات حكومتي مصوب سال ۱۳۶۷ شاگرد مغازه است يا صاحب مغازه؟
سوال ۲ـ چنانچه صاحب مغازه مرتكب يكي از تخلفات موضوع قانون تعزيرات حكومتي مانند گرانفروشي يا كم‏فروشي و غيره شود و پس از آن مغازه را به ديگري منتقل نمايد آيا منتقل‏اليه پاسخگوي يد قبلي خود خواهد بود يا خير؟ و اگر منتقل‏‎اليه نيز تخلف نمايد آيا تخلف اول محسوب مي‏شود يا تخلف براي بار دوم؟


نظريه شماره ۱۱۵۱/۷ـ ۱/۳/۱۳۷۸

نظريه اداره كل حقوقي و تدوين قوانين قوه قضائيه


*****
شماره۲۲۳/۷ ۲۳/۱/۱۳۸۴

بازداشت محكوم‏عليه در قبال محكوم به

۲ ـ چنانچه صاحب پروانه يا صاحب مغازه مرتكب يكي از تخلفات موضـوع قانون تعزيرات حكومتي شوند مانند گرانفروشي يا كم‏فروشي و ... و سپس مغازه را به ديگري منتقل نمايد، منتقل‎اليه مسوول و پاسخگوي يد قبلي خود نمي‏باشد و در صورتي كه منتقل‎‏اليه مرتكب تخلف شود، اين تخلف براي بار دوم محسوب نمي‏گردد زيرا « واحد» مـذكـور در قانون مورد بحث نـاظر به مغـازه و فـروشگاه نبوده و ناظر به‎شخص متصدي آن واحد است. ۳۳ سوال ـ با توجه به ماده ۲ قانون نحوه اجراي محكوميتهاي مالي، بازداشت محكوم‏عليه در قبال محكوم به امكان‏پذير است آيا محكوم به مورد نظر قانونگذار شامل هزينه‏هاي اجرائي احكام و نيم عشر دولتي هم مي‏شود يا خير؟

نظريه شماره ۱۵۲۱/۷ـ ۱۹/۲/۱۳۸۱

نظريه مشورتي اداره كل حقوقي و تدوين قوانين قوه قضائيه
نظر به اينكه هزينه‏هاي اجرائي احكام در حكم دادگاه ذكر نمي‏شود لذا مشمول عنوان قانوني « محكوم به» و محكوميت به پرداخت مال نيست و نتيجه بازداشت ممتنع از‌پرداخت هزينه‏هاي اجرائي به‏استناد ماده۲۵۲ قانون نحوه اجراي محكوميتهاي مالي صحيح نيست زيرا ماده مذكور فقط شامل محكوم به است نه غير آن. بنابراين محكوم‏عليه را نمي‏توان در قبال عدم‎پرداخت هزينه‏هاي اجرائي بازداشت نمود بلكه بايد نيم‎عشر اجرائي را به طرق ديگر قانوني از محكوم‏عليه وصول كرد. ضمناً پرداخت نيم‎عشر دولتي از شمول ماده يك قانون نحوه اجراي محكوميت‏هاي مالي است كه اختصاص به امور جزائي دارد خروج موضوعي دارد.
*****

حق اعتراض سازمان جنگها و مراتع سوال ـ آيا با توجه به مفاد تبصره ۳ ماده واحده قانون تعيين تكليف اراضي اختلافي موضوع اجراي ماده ۵۶ قانون حفاظت و بهره‏برداري از جنگلها و مراتع مصوب ۲۹/۶/۱۳۷۶، چنانچه راي صادره از هيات اين ماده به زيان سازمان جنگلها و مراتع باشد آيا اين سازمان مي‏تواند نسبت به راي صادره اعتراض نمايد يا خير؟

نظريه شماره ۲۰۱۴/۷ ـ ۸/۳/۱۳۸۱
نظريه اداره كل حقوقي و تدوين قوانين قوه قضائيه

نظرات ارائه شده توسط نمايندگان در كميسيونها از جمله هيات موضوع (قانون۵۳ تعيين تكليف اراضي اختلافي موضوع اجراي ماده ۵۶ قانون جنگلها و مراتع مصوب ۲۲/۶/۱۳۶۷) نظرات شخصي آنان بوده و اصل بر اين است كه اين نمايندگان از استقلال راي برخوردارند لذا در صورتي كه نماينده‏اي در هيات به پرونده‏اي راي مثبت داده باشد اين راي مانع از آن نخواهد بود كه در مواردي كه قانون اجازه مي‏دهد، اداره متبوع نماينده بتواند نسبت به راي صادره اعتراض نمايد. بديهي است وارد بودن اعتراض موكول به رسيدگي مرجع تجديدنظر خواهد بود.
*****

موافقت دادستان نظامي سوال ـ آيا قرارهاي صادره از داديار يا بازپرس نظامي كه منتهي به بازداشت متهم شود نياز به موافقت دادستان دارد يا خير؟


نظريه شماره ۶۴۹۹/۷ ـ ۲۷/۸/۱۳۸۳
نظريه اداره كل امور حقوقي و اسناد قوه قضائيه
قرار وثيقه صادره از سوي داديار يا بازپرس كه منتهي به بازداشت متهم شود با توجه به قسمت اخير ماده ۴۰ قانون آئين‏دادرسي كيفري، لزومي به موافقت دادستان ندارد ليكن با توجه به اينكه داديار تحت نظر دادسـتان انجـام وظيفه مي‏نمايد، اصلح آنست كه چنانچه قرار وثيقه منتهي به بازداشت متهم شود پرونده را به نظر دادستان برساند و در مورد تبديل قرار تامين چنانچه منظور تبديل قرار بازداشت موقت باشد و بازپرس يا داديار بخواهد قرار بازداشت موقت را به قرار ديگري تبديل نمايد، موافقت دادستان ضروري است. ليكن در مورد تبديل قرار وثيقه يا كفالت به قرار خفيف‏تر، لزومي به موافقت دادستان نمي‏باشد.
*****

حداكثر مدت بازداشت متهم تا قبل از صدور حكم قطعي
سوال ـ حداكثر مدتي را كه مي‏توان در جرائم مختلف، متهم را تا قبل از صدور حكم قطعي در بازداشت نگه داشت چه مقدار است؟


نظريه شماره ۷۲۷۷/۷ ـ ۳۰/۹/۱۳۸۳

نظريه اداره كل امور حقوقي و اسناد قوه قضائيه
طبق بند۵۴ (ط) ماده ۳ قانون اصلاح قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب در مورد جرائمي كه مجازات قانوني آن حبس يا حبس توام با مجازاتهاي اخف نظير جزاي نقدي يا شلاق باشد، به هر حال مدت بازداشت ناشي از قرار تامين نبايد از حداقل مدت مجازات حبسي كه در قانون براي آن جرم تعيين شده است، تجاوز كند لكن در مواردي كه نوع مجازات قانوني جرم، جزاي نقدي يا شلاق باشد ـ كه معمولاً رسيدگي به اين قبيل جرائم در صلاحيت دادگاههاي عمومي جزائي است نه دادگاه كيفري استان ـ ، حداكثر مدت بازداشت ناشي از قرار تامين نبايد از دو ماه تجاوز كند.
*****

تطبيق بزه ارتكابي با قانون سوال ـ چنانچه كيفرخواست از دادسرا به اتهام خيانت در امانت صادر شده باشد ولي به نظر دادگاه اتهام متهم منطبق با مقررات مربوط به كلاهبرداري باشد تكليف دادگاه چيست؟

نظريه شماره ۷۷۱۷/۷‌ـ ۱۴/۱۰/۱۳۸۳

نظريه اداره كل امور حقوقي و اسناد قوه قضائيه
درست است كــه طبق بند (ج) مــاده۱۴۵۵ اصلاحـي قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب، دادگاههاي عمومي جزائي و دادگاه انقلاب، فقط به جرائم مندرج در كيفر خواست وفق قانون آئين‏دادرسي مربوطه، رسيدگي مي‏نمايند ولي اين امر به اين معني نيست كه دادگاه در تطبيق مورد با قانون تابع كيفر خواست دادسرا باشد، بلكه همانگونه كه بعضاً در مورد جرائم مندرج در كيفرخواست دادگاه پس از رسيدگي معتقد به‎بي‏گناهي متهم شده و راي به برائت صادر مي‏كند، در تطبيق قانون با مورد هم، بدون اعاده پرونده به دادسرا، مي‏تواند برخلاف تشخيص دادسرا، حكم به مجازات جرمي دهد كه خود تشخيص مي‏دهد. مثلاً هرگاه در كيفرخواست تقاضاي اعمال مجازات جرم خيانت در امانت شده باشد و دادگاه مورد را خيانت در امانت نداند و بزهي ديگر مثل كلاهبرداري تشخيص دهد، در اين صورت دادگاه مطابق تشخيص خود عمل مي‏نمايد نه آنچه كه در كيفرخواست آمده.
*****
صدور قرار تامين كيفري از سوي سازمان تعزيرات حكومتي سوال ـ طبق ماده ۱۳۲ قانون آئين‏دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور كيفري دادگاه بايد براي متهم قرار تامين مطابق با جرم ارتكابي صادر كند و متهمين سازمان تعزيرات حكومتي نيز چنانچه عاجز از پرداخت جزاي نقدي باشند به زندان اعزام مي‏شوند، آيا سازمان تعزيرات حكومتي مي‏تواند همانند دادگاهها با استفاده از ماده ۱۳۲ قرار تامين براي متهمين صادر و در صورت عجز از پرداخت آن، آنها را روانه زندان كند؟

نظريه شماره ۶۶۶۸/۷ ـ ۴/۹/۱۳۸۳

نظريه اداره كل امور حقوقي و اسناد قوه قضائيه
صدور قرار تامين كيفري موضوع ماده۵۶ ۱۳۲ قانون آئين‏دادرسي كيفري دادگاههاي عمومي و انقلاب در صلاحيت مراجع قضايي است و سازمان تعزيرات حكومتي به عنوان يك مرجع اداري و حكومتي قانوناً مجاز به‎صدور قرار تامين كيفري و متعاقب آن معرفي متهم به جهت عجز از معرفي موضوع قرار به زندان نمي‏باشد و آنچه در ماده۵۷ ۵ قانون نحوه اجراي محكوميت‏هاي مالي مصوب سال ۱۳۷۷ ذكرشده و به موجب آن اجازه داده شده محكومين سازمان تعزيرات حكومتي را كه عاجز از پرداخت جــزاي نقـدي مي‎بـاشد مطلبي جداگانـه‎اي است و ربطي به‎قرارهاي تامين موضوع ماده ۱۳۲ قانون مذكور ندارد.
*****
نحوه اجراي احكام كيفري و مدني سوال ـ با توجه به مقررات مواد ۳۴ و ۳۷ آيين‏نامه اجرائي قانون اصلاح قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب نحوه اجراي احكام كيفري و احكام مدني چگونه و با چه مرجعي مي‏باشد؟

نظريه شماره ۷۴۴۲/۷ـ ۵/۱۰/۱۳۸۳

نظريه اداره كل امور حقوقي و اسناد قوه قضائيه
مطابق ماده۳۴۵۸ آئين‏نامه اجرائي قانون اصلاح قانون دادگاههاي عمومي و انقلاب هر حوزه قضائي در شهرستان داراي واحد اجراي احكام كيفري و مدني است، رئيس حوزه قضائي يا معاون وي و رئيس واحد اجراي احكام مدني تحت نظر دادگاه صادركننده حكم بدوي مطابق اجراي احكام مدني و ساير قوانين و مقررات اقدام مي‏نمايند و رئيس اجراي احكام كيفري دادستان يا معاون وي يا يكي از دادياران مي‏باشد بنابراين، با اجراي قانون اصلاح قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب و استقرار دادسرا اجراي احكام كيفري چه قبل و چه بعد از تشكيل دادسرا با واحد اجراي احكام كيفري دادسرا و اجراي احكام مدني با واحد اجراي احكام مدني دادگستري است و ماده۳۷۵۹ آئين‏نامه اجرائي قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب كه ادامه اجراي باقيمانده احكام دادگاههاي عمومي و انقلاب را به دادسرا محول نموده، منصرف از احكام مدني است.
*****
شماره۲۲۳/۷ ۲۳/۱/۱۳۸۴

ديه قتل غيرمسلمان در ماههاي حرام سوال ـ
۱ـ آيا قتل غيرمسلمان نيز در ماههاي حرام مشمول پرداخت يك‏سوم ديه مازاد است؟
۲ـ در صورتي كه ايراد صدمه در ماه غيرحرام و قتل در ماه حرام واقع شود و يا بالعكس، تكليف چيست؟

نظريه شماره ۷۰۴۶/۷ـ ۲۲/۹/۱۳۸۳

نظريه اداره كل امور حقوقي و اسناد قوه قضائيه
۲ـ آنچه در ماده مذكور مورد نظر است وقوع قتل است نه ايراد صدمه بنابراين چنانچه ايراد صدمه موضوع ماده ۲۹۹ قانون مجازات اسلامي ايران در يكي از ماههاي حرام ليكن نتيجه ايراد صدمه در غير ماههاي حرام باشد موضوع از شمول ماده فوق خارج و برعكس اگر ايراد صدمه در يكي از ماههاي غيرحرام واقع شود ليكن نتيجه ايراد صدمه يعني قتل در يكي از ماههاي حرام واقع شود، مورد مشمول ماده ۲۹۹ خواهد بود. به‎عبارت ديگر آنچه مطمح نظر مقنن بوده، دماء است نه ايراد صدمه. ۳۲ ۱ ـ مستفاد از قانون تعزيرات حكومتي مصوب سال ۱۳۶۷ و مجازاتهائي كه براي اكثر تخلفات ذكر كرده آن است كه صاحب پروانه و در مورد اشتغال بدون پروانه، صاحب مغازه و محل كسب مسوول است نه شاگرد يـا شـاگـردان او زيـرا شاگـرد مغـازه با دريـافت مزد از صاحب مغازه بنابه‎دستور او بفروشندگي مي‏پردازد. ۳۴ ۳۵ ۳۶ ۳۷ ۳۸ ۳۹ ۴۰ ۱ـ چون در ماده ۲۹۹۶۰ قانون مجازات اسلامي هيچ تفاوتي بين مسلمان و كافر پيش‏بيني نشده است، لذا چنانچه قتل غيرمسلمان در يكي از ماههاي حرام واقع شود مشمول حكم مقرر در ماده فوق خواهد بود.